محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

119

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( فسوّى منه سبع سماوات ) « 1 » ضمير در « منه » به « الزبد » برمىگردد . اشاره به آفرينش هفت آسمان ، بيانگر انحصار تعداد آسمانها در هفت عدد نيست ؛ بلكه در قرآن از هفت آسمان ياد شده است كه به دليل شهرت افلاك هفت‌گانه در آن زمان است . تاريخ‌نگاران ، كلدانيان را بنيانگذاران علم هيئت و نجوم مىدانند و آنان بودند كه هفت كوكب گردان را شناسايى كرده و باورهاى آنان در اين زمينه به نسلها و ملتهاى ديگر و از جمله اعراب در هنگام نزول قرآن به ارث رسيد . از همين رو قرآن آن‌گونه كه عادت داشتند و مىفهميدند ، با آنان درباره آسمانها سخن گفت . در قرآن آمده است كه خداوند « سپس به آسمان پرداخت ، در حالى كه به صورت دود بود . » « 2 » و آيا اين سخن قرآن با آفرينش آسمانها از كفهاى برآمده از آب تناقض ندارد ؟ منظور از دود در آيه مذكور بخار متصاعد از آب به سبب امواج سهمگين و حركت شديد آن است و « زبد » نيز بخار بسيار متراكمى است كه به خاطر حركت سريع آب پديد مىآيد و اگر از تراكم و فشردگى آن كاسته شود ، از سطح آب جدا مىشود . با اين توضيح اگر مراد از دود را در قرآن بخار بدانيم و كفهاى برآمده از آب را در حقيقت بخار بخوانيم ، تناقضى ميان سخن امام على عليه السّلام و آيه مذكور پديد نخواهد آمد و تفاوت آنها تنها به نحوه بيان محدود

--> ( 1 ) . به تفسير نويسنده ، التفسير الكاشف : 7 / 358 مراجعه شود . نويسنده در اين جا به تفسير آيه 12 از سوره طلاق / 65 مىپردازد . ( 2 ) . ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فصلت / 41 : 11 .